نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
32
كاشف الأسرار ( فارسى )
قهر كند . پس اينجا كفر واسطهء اظهار صفات قهر آمد . و قهّار ، چون خواهد كه اظهار صفات قهر كند ، جور و قهر و دار و گير دوست دارد ، تا بدان صفت شناخته شود ، « 2 » كه « خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ، ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ ، ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ » ، « 3 » از بهر آن كه ما گفتهايم كه ارادت از آفرينش معرفتست ، و اللّه تعالى « 4 » معرفت را دوست مىدارد ؛ پس اگر خداوند اظهار صفات قهر خود نكردى ، بصفات قهر شناخته « 5 » نشدى ؛ پس دوست داشت كه بصفات قهر نيز « 6 » شناخته شود ، اظهار صفات قهر كرد . پس ارادت اظهار « 7 » صفات قهر خداوندى آفريدن داعيهء كفر در كافران تقاضا كرد ، و باز كفر كافر اظهار صفات قهر خداوندى تقاضا كرد ، و اظهار صفات قهر معرفت تقاضا كرد ؛ « 8 » پس معرفت محبّت تقاضا كرد . اينك در ضمن ارادت او « 9 » بكفر كافران محبّت ! و اللّه أعلم . ( 59 ) امّا دليل آنكه گفتهايم : مريد آنست كه روى از مراد خود بگرداند ، آنست كه وقتى كه اين ضعيف را در مبدأ حالت درد طلب حقّ در جنبانيده بود ، « 11 » اين ضعيف « 12 » در كوچها مىگشتى و پارهاى كهنه كه انداخته بودندى برمىچيدى و پاك مىشستى و بر خرقه مىدوختى ؛ پس در آن وقت پيراهن صوفى بدين ضعيف نقل افتاد ؛ « 13 » چون اين حديث از آن ذات شريف و جوهر لطيف « 14 » بحر رسالت و عنصر فتوّت بدين ضعيف رسيده بود كه « صاحب القميصين لا يجد حلاوة الإيمان » اين ضعيف بر « 15 » موافقت قول حبيب اللّه
--> ( 2 ) - جور . . . شناخته شود L : دوست دارد تا به صفت جبر و قهر و دار و گير شناخته شود N - - ( 3 ) ( 3 ، 4 ) - سورهء 69 ( الحاقه ) آيات 30 - 32 - - ( 4 ) - اللّه تعالى L : حق سبحانه N - - ( 5 ) - خداوند L : + عز و جلّ N - - خود N : - L - - ( 6 ) - نيز N : - L - - ( 7 ) - اظهار N : - L - - ( 8 ) - كافر L : كفار N - - خداوندى L : + عز شانه N - - ( 9 ) - او L : - N - - ( 11 ) - وقتى كه N : وقتى - L - - در جنبانيده L : دامن جان گرفته N - - ( 12 ) ( 11 ، 12 ) - اين ضعيف L : - N - - ( 13 ) - پس . . . افتاد L : و آن خرقه در اصل پيراهنى بود كه از صوفئى بدين ضعيف نقل شده بود و N - - ( 14 ) - جوهر لطيف L : گوهر - N - - ( 15 ) - بر L : به N